تبلیغات

پیچک

اُکسین «oxin92» - مطالب دی 1393
اُکسین «oxin92»
اُکسین به معنای رشد و بزرگ شدن است و در زمان عیلامیان شهری آباد و پر سکنه بوده است (نام قدیم اهواز).

عباس کی‌منش ملقب به مشفق کاشانی در سال ۱۳۰۴در شهر کاشان زاده شد. او تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در همین شهر و تحصیلات دانشگاهی را در دانشگاه تهران به پایان برد. از او ده‌ها مجموعه شعر چون «سرود زندگی»، «سراب آفتاب»، «آذرخش»، «آینه خیال»‌و ... منتشر شده است

 

استاد مشفق کاشانی این رباعی را برای مراسم جشن تولد سهیل محمودی خواند:

برخیز ز جا نه وقت خواب است ای دوست/ 

بنشین که شب شعر و شراب است ای دوست/ 

در بزم سهیل، زهره با چنگ نواخت/ 

میلاد بلند آفتاب است ای دوست. 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

دوشنبه 29 دی 1393 :: نویسنده : گروه ادبیات




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

دوشنبه 29 دی 1393 :: نویسنده : گروه ادبیات




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

دوشنبه 22 دی 1393 :: نویسنده : گروه ادبیات




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

دوشنبه 22 دی 1393 :: نویسنده : گروه ادبیات




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

شنبه 20 دی 1393 :: نویسنده : گروه ادبیات




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

شنبه 20 دی 1393 :: نویسنده : گروه ادبیات





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

پنجشنبه 18 دی 1393 :: نویسنده : گروه ادبیات
عکس میلاد پیامبر اکرم (ص),پوستر ولادت امام جعفر صادق
خورشید، محمد است و صادق ماه است
خورشید همیشه با قمر همراه است 
یعنی که ولادت امام صادق
در روز ولادت رسول الله است

ولادت حضرت محمد مصطفی(ص),ولادت حضرت محمد(ص),میلاد حضرت محمد,ولادت امام جعفر صادق (ع)
عید فرخنده دو رهبر مبارک 
 مولد صادق و پیمبر مبارک 
موسم شادی مسلمین رسیده 
مهر روی نبی سر زد از سپیده
صبح صادق دگر از افق دمیده 
دو میلاد پاک و مطهّر مبارک




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

پنجشنبه 18 دی 1393 :: نویسنده : گروه ادبیات




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

سه شنبه 16 دی 1393 :: نویسنده : گروه ادبیات

تصویر نویسی از منظر جناب دکتر اکبری مؤلف کتاب های درسی مهارت های نوشتاری 

تصویرنویسی چیست؟

تصویرنویسی از دید شناخت واژگانی، یک بافت ترکیبی- اشتقاقی است که از سه پاره ی (تصویر+ نویس+ی) ساخته شده و به معنای: نگاه کردن به تصویر و نوشتن ِ آن چه از تصویر به ذهن برده ایم، نوشتنِ تصویر، نوشتن در باره ی تصویر، توصیف و تفسیر تصویر، نگاره نویسی، تصویرگزاری(یعنی گزارش نویسی از تصویر).

 بنابراین، تصویردر این جا، ایستگاه اندیشیدن، بهانه ی خوب دیدن و به کارانداختن مغز و  تولید نوشته است. هم چنان که از این معانی دریافت می شود؛ تصویر نویسی دو مرحله ی کلی دارد: خواندن( تصویرخوانی)، نوشتن( تصویر نگاری)

-       الف: خواندن( تصویرخوانی)

خواندن خود چند سازه یا پاره دارد: خواننده – خواندن-  متن – معنا.

خواننده، من و شما یا هرکسی است که متن پیش رو را می خواند.

خواندن یا خوانش، آن کاری است که به هنگام رویارویی با متن رخ می دهد.

متن آن چیزی است که در برابر دیدگان ما یا هر خواننده، جای می گیرد و دست مایه ای برای به کار افتادن چرخه های کارخانه ی فکر می شود. به بیان دیگر، هر صفحه، صحنه و رویداد، از دید ما متن است. از رو، متن می تواند دیداری باشد مانند تصویر، صحنه، فیلم یا رویداد ، می تواند شنیداری باشد مانند هر صدایی که آگاهانه به آن گوش می سپاریم و در پی آن ذهن،  معناسازی می کند و یا  می تواند خوانداری باشد مانند این نوشته یا هر نوشته ی دیگر که در آن، کلمات نماد دیداری هستند؛ به همین سبب متن های خوانداری، متن های دیداری هم به شمار می روند. پس، متن نوشته و متن تصویری هر دو دیداری اند؛ تفاوتشان در این است که در متن دیداری تصویری، نماد  خواندن، شکل ، نگاره، صحنه یا رویداد است اما در متن نوشتاری، نماد خواندن، واژه ها هستند.

یادکردِ این سخن هم بایسته است که از دیدی دیگر، می توان بر بنیاد پنج درگاهِ حسّی، متن ها را به پنج گونه، رده بندی کرد:

-      متن شنیداری: آوا و صدایی است که از راه دو گوش، دریافت و خوانده می شود.

-      متن دیداری: نشان و نمادی است که از دریچه ی چشمان، دریافت و خوانده می شود.

-       متن بویشی: چیزی است پراکنده در هوا که از بادراهِ رفت و برگشتی نفَس، از سوراخ های بینی، دریافت و خوانده می شود.

-       متن چششی: چاشنی، طعم و مزه ای است که از راه حسّ چشیدن، در گستره ی دهان و زبان،  دریافت و خوانده می شود.

-      متن پساوشی: پیکره و جسمی است که از راه پسودن و لمس، چگونگی جنس آن ها دریافت و خوانده می شود. نابینایان از این گونه متن و خوانش، بهره می گیرند.

از این دیدگاه، خواندن هم بر حسب ابزار پنج حس، به پنج گونه، بخش‌پذیر می‌شود که برای سادگی نامگذاری، نام همان ابزارها را بر این گونه‌ها نهاده‌ام:

1-    خواندن گوشی؛ در این گونه ، مغز اطلاعات را از راه گوش، دریافت می کند.

2-    خواندن چشمی؛ در این گونه ، مغز اطلاعات را از راه چشم، دریافت می کند.

3-    خواندن دماغی؛در این گونه ، مغز اطلاعات را از راه بینی، دریافت می کند.

4-    خواندن زبانی؛ در این گونه ، مغز اطلاعات را از راه زبان، دریافت می کند.

5-    خواندن پوستی؛ در این گونه ، مغز اطلاعات را از راه پوست، دریافت می کند.

پیداست که در«تصویر خوانی»، گونه ی دوم خواندن و شاهراه چشم، در کار خواهد بود. به همین روی، می گوییم تصویرخوانی، تمرینِ خوب دیدن و پرورش دقّت در نگاه است. ....

بر گرفته از سایت گروه ادبیات خراسان رضوی 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

دوشنبه 15 دی 1393 :: نویسنده : گروه ادبیات

 جشنوارۀ نوجوان خوارزمی در رشتۀ زبان وادبیات فارسی 

در سه بخش  به شرح زیر برگزار می شود:

جدا کننده متن, جدا کننده متن جدید, جدا کننده متن زیبا, انواع جدا کننده متن, عکس جدا کننده متن

 بخش نخست :تصویرخوانی (بین7- 13سطر)

 

1) انتخاب عنوان :ابتدا دانش آموز عنوانی کوتاه، مناسب وزیبا برای تصویر انتخاب می کند.

2)توجه به جزئیات:  در این مرحله دانش آموز هرآنچه را که از برون تصویر مشاهده می کند وهرآنچه را که از درون تصویر (پس زمینۀ تصویر) می بیند ومخیل می کند، در قالب یک یا دوبند به صورت انشایی وکاملاً آزاد وخلاقانه وباتوجه به ارتباط عناصر وپیکرۀ تصویر وبدون توجه به ساختار کتاب(مقدمه، بدنه ونتیجه) می نویسد. (بین 5- 8 سطر)

3) پیام تصویر: در این مرحله دانش آموز پیام ویا پیام هایی که از تصویر برداشت می کنددر یک بند( بین 2- 5 سطر ) می نویسد.

 

بخش دوم: نگارش (مجموع بین 15- 20 سطر)

 

1) ابتدا دانش آموز از تصویر ارائه شده، یک «موضوع کلی» انتخاب می کند.

2) دانش آموز برای موضوع انتخابی خود،به روش بارش مغزی ، با توجه به تصویر(  برونه و درونۀ تصویر) معناسازی  وخوشه سازی می کند.

3) نوشتن بند مقدمه: دانش آموز - آن چه که قرار است در بند تنه بنویسد-  یعنی بخشی از خوشه سازی ها و معناسازی ها را در بند مقدمه ،معرفی کلی می کند. در واقع دانش آموز ، در این بخش ،مقدمۀ متن خود را می نویسد. به بیان دیگر نویسنده ؛ بخش مقدمه را به معرفی موضوع و بیان ایدۀ اصلی خود از موضوع اختصاص می دهد.می توان گفت ؛ نویسنده  در بند مقدمه طرز تفکر وبرداشت خود را از موضوع می نویسد.( بین 2- 5 سطر)

4) نوشتن بند تنه/بدنه: بند تنه بخش اصلی نوشته است.دراین بخش نیازی نیست که دانش آموز هر آنچه در تصویر می بیند؛ تمام اجزا را را بنویسد.زیرا مشاهدات خودرا از تمام اجزا وعناصر در بخش تصویرخوانی (توجه به جزئیات) نوشته است.آنچه ارزش دارد؛این است که دانش آموز، آن سه یا چهار مورد را که از تصویر،معناسازی کلی انجام داده است ودر واقع بخش یا بخش هایی ازتصویر ،ریز موضوع نوشته اش  در بند های تنه  قرار گرفته است؛ در بند بدنه به صورت جملۀ موضوع  می نویسد وجملات موضوع را رابا شرح، تفسیر، توضیح، دلیل وتأیید و... تقویت ،پشتیبانی و حمایت می کند.

   در واقع هریک از معناسازی کلی ، موضوع نوشتۀ فرد در بخش تنه  خواهد بود.به طور مثال اگر دانش آموزی  یک موضوع کلی انتخابی از تصویر را ،چهار واژه خوشه سازی و معناسازی کرده باشد، هریک از آن واژه ها؛ موضوع یک بند در بخش بدنه خواهد بود.(بین9- 13سطر)

5) بند نتیجه: آخرین بخش نوشتۀ دانش آموز ،بند نتیجه است. در این مرحله دانش آموز می بایست از نوشته اش جمع بندی تأثیرگذار وتفکر برانگیز داشته باشد. متن تولیدی فرد در پایان  می بایست فرجام خوش ،تفکربرانگیزوتأثیرگذار باشد.(2- 4 سطر)

 

بخش سوم: خوانش

 

دانش آموز فقط بخش نگارش را اجرای خوانش داشته باشدو نیازی نیست که بخش اول نوشته (تصویرنویسی= انتخاب عنوان،توجه به جزئیات وپیام را) بخواند.

 







نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

یکشنبه 14 دی 1393 :: نویسنده : گروه ادبیات




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

یکشنبه 14 دی 1393 :: نویسنده : گروه ادبیات




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

یکشنبه 14 دی 1393 :: نویسنده : گروه ادبیات




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

پنجشنبه 11 دی 1393 :: نویسنده : گروه ادبیات






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

پنجشنبه 11 دی 1393 :: نویسنده : گروه ادبیات




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

چهارشنبه 10 دی 1393 :: نویسنده : گروه ادبیات

ایمیل پرسش و پاسخ
 گروه ادبیات استان خوزستان




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

چهارشنبه 10 دی 1393 :: نویسنده : گروه ادبیات
قابل توجه 
سرگروه های محترم مناطق و نواحی استان خوزستان  

جهت تماس با سرگروه ها و ارسال مستندات و پرسش و پاسخ به سایت استان مراجعه نمایید 
با کلیک روی صفحه  ی زیر وارد سایت استان شوید 






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

چهارشنبه 10 دی 1393 :: نویسنده : گروه ادبیات
ادبیات چیست
پاور 
ادبیات چیست 
 مرتبط با دانش ادبی درس پنجم کلاس هشتم
کاری از برادر گرامی سید رحیم فاضلی 
سرگروه محترم دشت آزادگان




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

سه شنبه 9 دی 1393 :: نویسنده : گروه ادبیات

افراسیاب کشور پهناوری را تا چین به سیاوش سپرد. سیاوش شاد گشت و با فرنگیس و پیران روان شدند تا به مکانی رسید که از سویی به دریا و از سوی دیگر به کوه راه داشت. آنجا را برای بنای عظیمی سزاوار دانست و فرمود تا کاخ و ایوان با شکوهی بنا کنند. پس از رنج بسیار گنگ دژ ساخته شد. بنایی بوجود آمد که در شکوه و عظمت و خرمی و صفا بینظیر بود.

سیاوش روزی با پیران به کاخ رفت و آن را از هر جهت آراسته دید. چون برگشت, ستاره شناسان را خواست, از ایشان پرسید که آیا از این بنای با شکوه بختش به سامان می‌ رسد یا دل از کرده پشیمان می شود. اختر شناسان آن را فرخنده ندانستند. سیاوش دل غمگین داشت و از آیندﮤ بد, تیره و دژم گشت. این راز را با پیران درمیان گذاشت که این کاخ و سرزمین آباد به دیگر کسان می رسدو خود از آن بی بهره خواهد ماند. پیران آرامش کرد و چون به شهر خود بازگشت مدتها از آن کاخ و دستگاه با افراسیاب سخن گفت. افراسیاب که از این خبر شاد گشت هر چه از پیران شنیده بود با گرسیوز در میان نهاد و او را به رفتن نزد سیاوش و دیدن آن دستگاه وا داشت.
برو تا ببینی سر و تاج او
همان تخت فیروزه و عاج او
به جایی که بودی همه بوم و خار
بسازید شهری چو خرم بهار
به او سپرد که با نظر بزرگی و احترام بدو بنگرد.
به پیش بزرگان گرامیش دار
ستایش کن و نیز نامیش دار
گرسیوز با هدیه و پیغام افراسیاب براه افتاد. سیاوش چون شنید پیشباز آمد و یکدیگر را در برگرفتند و به ایوان رفتند و به شادی نشستند. آنگاه گرسیوز به کاخ فرنگیس رفت. او را بر تخت عاج با فر و شکوه فراوان دید. بظاهر شادیها کرد, اما در دل از حسد خونش بجوش آمد.
به دل گفت سالی برین بگذرد
سیاوش کسی را به کس نشمرد
همش پادشاهست هم تخت و گاه
همش گنج و هم بوم و بر هم سپاه
از حسد برخود پیچید و رخسارش زرد گشت. آن روز به شادی نشستند و روز دیگر سیاوش آهنگ میدان و گوی کرد. گرسیوز با او همراه گشت و به بازی پرداختند. هر بار که گرسیوز گوی می ‌انداخت, سیاوش بچالاکی آن را می‌ ربود. سواران ترک و ایران نیز بهم آمیختند و از هر سوی اسب می تاختند. اما پیوسته دلاوران ایرانی از ترکان گوی می‌ ربودند. سیاوش که از ایرانیان شاد گشته بود فرمود تا تخت زرین نهادند و با گرسیوز به تماشا نشستند. گرسیوز سیاوش را به زور آزمایی خواند و گفت:
بیا تا من و تو به آوردگاه
بتازیم هر دو به پیش سپاه
بگیریم هر دو دوال کمر
بکردار جنگی دو پرخاشگر
گرایدون که بردارمت من ز زین
ترا ناگهان بر زنم بر زمین
چنان دان که از تو دلاور ترم
بمردی و نیرو ز تو برترم
وگر تو مرا بر نهی بر زمین
نگردم بجایی که جویند کین 

ارسالی خواهر گرامی آذرنوش رضازاده سرگروه محترم شوش

لطفا به ادامه ی مطلب بروید 


ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

سه شنبه 9 دی 1393 :: نویسنده : گروه ادبیات


( کل صفحات : 2 )    1   2   
درباره وبلاگ


با سلام
وبلاگ حاضر با تلاش جمعی از همکاران ادبیات استان خوزستان راه اندازی شده است . تلاش ما بر این است که جریانی آرام ولی همیشگی با همدلی و صمیمیت ایجادنماییم و این کار گوشه ای از این حضور سبزدوستان و شیفتگان علم به تشنگان ادب می باشد.
تماس با ما 09163045783
oxin92@yahoo.com
زیر مجمعه های این وبلاگ ( شکرستان)(اخبار)(علمی آموزشی)(نمونه سوال)می باشند
zahednamazi@mihanmail.com

مدیر وبلاگ : گروه ادبیات
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس

 

دریافت کد آپلود سنتر

امکانات جانبی