تبلیغات

پیچک

اُکسین «oxin92» - بررسی و شرح سمبل های شعر سهراب سپهری
اُکسین «oxin92»
اُکسین به معنای رشد و بزرگ شدن است و در زمان عیلامیان شهری آباد و پر سکنه بوده است (نام قدیم اهواز).


بررسی و شرح سمبل های شعر سهراب سپهری

(خانه )

کاری از دکتر مهدی شریفیان



بررسی و شرح سمبل های شعر سهراب سپهری

دکتر مهدی شریفیان

(خانه)

اهل کاشانم امّا / شهر من کاشان نیست / شهر من گم شده است / من با تاب، من با تب / خانه ای در طرف دیگر شب ساخته ام (سپهری 1381: 286)

در هشت کتاب در کنار معنای غیرسمبلیک خانه: دو معنای نمادین از خانه دیده می شود:

1 خانه سمبل دل، وجود و درون انسان است.

در شعر «تا» از کتاب «شرق اندوه» خانه در این معنا به کار رفته است؛

آمده ام، آمده ام، درها رهگذر باد عدم / خانه زخود وارسته، جام دویی بشکسته، سایة یک / روی زمین، روی زمان (همان: 249)

در فرهنگ نمادها آمده است: «خانه به معنی درون آدمی است، طبقات خانه، سرداب و زیرشیروانی، نماد مراحل مختلف روح هستند. سرداب در ارتباط با ناخودآگاه است و اتاقک زیرشیروانی مرتبط با عروج روح» (شوالیه و دیگران 1379: 66).

مولانا نیز خانه را در معنای سمبولیک دل به کار برده است:

این خانه که پیوسته در او بانگ چغانه است \از خواجه بپرسید که این خانه چه خانه است

گنجی است در این خانه که درکون نگنجد \این خانه و این خواجه همه فعل و بهانه است

(مثنوی، غزل 332: 168)

2 خانه سمبل نوعی نگاه خاص شاعرانه به هستی، دنیای فکر، ذهن و اندیشه است.

سپهری در «صدای پای آب»، خانه ای در طرف دیگر شب ساخته است.

من با تاب، من با تب / خانه ای در طرف دیگر شب ساخته ام (سپهری 1381: 286)

در این جا، خانه سمبل نوعی زندگی خاص و دستگاه فکری است (شمیسا 1382: 91). در واقع خانه می تواند مظهر آرمانشهر (اتوپیای) شاعر باشد. در بندهای بعد توضیح می دهد این خانه ای که ساخته است، چگونه خانه ای است و در آن چگونه زندگی می کند. او در واقع فکر و اندیشه، زندگی و نوع نگاهش به هستی را شرح می دهد، وی با تمام عناصر طبیعت ارتباط نزدیکی دارد و علف، باغچه، برگ، درخت، پرنده و ... را به خوبی می فهمد و با آن ها زندگی می کند و راز و رمزهای طبیعت را درک می کند.

من در این خانه به گمنامی نمناک علف نزدیکم / من صدای نفس باغچه را می شنوم / و صدای ظلمت را، وقتی از برگی می ریزد. / و صدای سرفة روشنی از پشت درخت / عطسة آب از هر رخنة سنگ / چک چک چلچله از سقف بهار (سپهری 1381: 286)

پری دخت سپهری، خواهر سهراب، در بیان خاطرات او می گوید: «سهراب یک روز صبح بسیار زود که در نزدیکی درخت های گل محمدی رفته بود ادعا کرد غنچه ها، موقع شکفتن صدای مخصوص دارند که او می شنود» (سپهری 1376: 27).

 






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

پنجشنبه 16 مهر 1394 :: نویسنده : گروه ادبیات
دوشنبه 28 مرداد 1392 10:42 ق.ظ
قشنگ بود
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ


با سلام
وبلاگ حاضر با تلاش جمعی از همکاران ادبیات استان خوزستان راه اندازی شده است . تلاش ما بر این است که جریانی آرام ولی همیشگی با همدلی و صمیمیت ایجادنماییم و این کار گوشه ای از این حضور سبزدوستان و شیفتگان علم به تشنگان ادب می باشد.
تماس با ما 09163045783
oxin92@yahoo.com
زیر مجمعه های این وبلاگ ( شکرستان)(اخبار)(علمی آموزشی)(نمونه سوال)می باشند
zahednamazi@mihanmail.com

مدیر وبلاگ : گروه ادبیات
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس

 

دریافت کد آپلود سنتر

امکانات جانبی